من همیگویم لگد شد بر وفات وی بهانه
من نمیگویم به پشت در چه ظلمش وارد آمد
من همیگویم که پهلو شد شکست اندر میانه
من نمیگویم جنینش سقط شد از جور ثانی
من همیگویم که بیخود گشت آن در یگانه
من نمیگویم زسیلی روی زهرا نیلگون شد
من همیگویم به بابش برد در صورت نشانه
من نمیگویم که درد من جفای ثانی دون است
من همیگویم که باید کرد او را لعن خانه.
این شعر از استاد بزرگوار مرحوم آقای حسینی (سعدی زمان)می باشد.لطفا با حس شیعه بودن بخوانیدش.




